باتوجه به اينكه طراحي ساختمان در ايران بر اساس آيين نامه هاي مر بوط به خود صورت مي گيرد ، آيين نامه ٢٨٠٠ به عنوان متولي ارضا كننده موارد مربوط به زلزله نقش بسيار جدي در مورد طراحي واجراي سازه هاي مقاوم در برابر زلزله را ايفا مي كند. اين آيين نامه بايد اين توانايي را داشته باشد كه با ضوابط اعمالي خود براي سازه هاي مختلف حاشيه امنيت مورد قبولي را ارضا نمايد، لذا در اين پايان نامه سعي بر آن شده كه نكته بسيار مهمي كه از ديد اين آيين نامه كم رنگ شده بررسي نمايد تا توجه بيشتري به آن صورت گيرد . در آيين نامه ٢٨٠٠ متأسفانه به اثرات ناشي از شتاب قائم زمين لرزه توجه جدي نشده است . دلايل خاصي راكه شايد براي اين عدم توجه عنوان مي كنند به طور اهم، مستهلك شدن اين زلزله در فواصل دور ونيز عدم رسيدن يك سازه به پريود هاي بسيارپايين جهت تخريب سازه مي باشد . در اينجا لازم است درجهت روشن شدن اين مسأله به نكات زير اشاره شود. ابتدا اينكه اكثر شهر هاي مهم ايران در مناطقي از كشور قرار دارند كه از نظر لرزه خيزي در مناطق با خطر نسبي بالا قرار مي گيرند . يعني احتمال وقوع يك زلزله قوي در اين مناطق بسيار بالاست، به اين ترتيب امكان وقوع زلزله در مناطق نزديك وحتي زير اين شهر ها زياد مي باشد . بنا بر اين امكان مستهلك شدن مؤلفه قائم زلزله زياد مورد اهميت واقع نمي شود ونيز زلزله هايي مانند زلزله بم باحداكثر شتاب قائم g 0/988 مي تواند در تمامي مناطقي كه گفته شد حادث شود .
مسأله بعد در مورد پريود ارتعاشي قائم زلزله مي باشد . براي پاسخ به اين مسأله بايد گفت :كه اساساً اين ديدگاه نادرستي است كه، ابتدا به سازه شكلهاي ارتعاشي خاصي داده شود ؛ سپس باتوجه به پريود بدست آمده وطيف پاسخ جواب سازه را يافت. زيرا زلزله واقعي كه بر سازه اعمال مي شود، جدا از روش فوق مي باشد . در نظر بگيريد زلزله فقط در راستاي قائم برسازه وارد شود ، چه اثري خواهد داشت ؟
بنا بر آناليز مودي ، مودي كه اثر حركت قائم زمين را در نظر مي گيرد در اولويت قرار نمي گيرد ودر نتيجه پاسخي براي اين زلزله نمي توان يافت. لذا بايد مودهاي سازه را تا آنجا افزايش دهيم ،كه رفتار سازه براي مؤلفه قائم زمين لرزه قابل بررسي باشد.














